فکر کنم باید نگران باشم!

از وقتی از مشهد برگشتم خواب حرم رو میبینم و شاید ده بار تکرار شده باشه با دوستام هستم یا قرار دارم یا اصلا تو کافی شاپم! ولی همه اون مکان ها و افراد توی محیط حرم هستن!

دیشب خواب دیدم با یه سری از همسایه ها و دوستام توی حرمیم و داشتیم حرف میزدیم بعد یهو یه خادمی اومد گفت اگه میخواید برید زیارت الان برید خیلی خلوته بلند شدم رفتم دیدید که قسمت زنونه و مردونه با شیشه از هم جداست؟دیدم اون قسمت پشت شیشه جمعیت غوغاست و از شلوغی به هم فشرده شدن ولی اینور شیشه که خودم بودم خیلی خلوت بود و دو سه نفر بیشتر نبودن ذوق زده رفتم جلو و ضریح رو بوسیدم باورم نمیشد با دل راحت دارم زیارت میکنم بعدش رفتم به همسایه هامون هم گفتم چند نفرشون اومدن. خیلی جالب بود برام...

اینم از خوابای عجیب ما تو این چند وقت!!متفکر

/ 8 نظر / 16 بازدید
سحر

سلام عزیزم.[ماچ] عیدت مبارک.[بغل] منم نگران شدم![نگران]توکل به خدا، منتظر بشیم ببینیم چی میشه![متفکر]

رضا

[تعجب] ینی منظورشون از سلام رسوندن چی بوده [نگران]

دنیا

متنفرم از اینکه تو آرامشی و داری زندگیتو می کنی اونوقت یهو یه چیزی پیش بیاد و همه چیزو بهم بریزه. امیدوارم مسئله مهمی نباشه و برای تو این اتفاق نیفته.

پری

چه خواب قشنگی دیدی دوستم واییییییی خدا به خیر بگذرونه. اولش با خودم گفتم پس صبر تارا نتیجه داد و اینهمه شوهرش رفت و اومد، خانواده اش متوجه شدن که عروسشون خوبه. ولییییی. نکنه می خواد بیاد خونه تون؟

ملودی

از قدیم میگن سلام گرگ بی طمع نیست.البته ببخشید منظورم مادرشوهر شما نیست.منظورم خانواده شوهر خودم هستن که ازین اخلاقیات بسیور دارن خوابت انشالله خیره.ولی خواب رو برای کسی تعریف نکن.چون شنیدم اگه خیری هم توش باشه اثرش میره.همیشه برای دیدن خواب های عجیب که تعبیرش نمیدونی چیه ایه اخر سوره ی مجادله رو بخون.

آویزووووووون

هووووووووووووورا بلاخره دعاهای بچه ها جواب داد اینهمه همه واست دعا کردن که دل مادر شوهر نرم بشه ..خب بیا شده دیگه[نیشخند] ببینا به جای اینکه خوشال باشه حالا هی علامت سوال تو ذهنش تشکیل میده خوش بین باش...داره نرم میشه[فرشته]

بنفشه

[نیشخند] بسلامتی!

بنفشه

[نیشخند][چشمک]مادر شوهر مثـــــــــــــــــــه مادر خود آدم میدونه قدرشونو باید دونست!!!!!!!!!![شیطان]