دیدار یار...

آقای من...

الان که دارم اینارو مینویسم دلم شکسته و این اشک ها مهلت دیدن رو هم نمیدن...

آقا تو بهتر از هر کسی منو میشناسی آخه شما وکیل من هستید، من زندگیمو به دست شما سپردم...میدونم که خیلی گناهکارم آقا...ولی شما که شاهدید شما که می بینید چقدر دارم تلاش میکنم تا بشم اونی که شما میخواهید...برنامه هامو میبینید آقا؟همشو به عشق شما مینویسم. همش به این خاطره که بار بعد که میام پیشتون سرم زیر نباشه و کمتر شرمنده باشم...مثل همیشه نگاه لطفتون به منه و من خدا میدونه چقدر شرمندم، شرمنده این همه محبت و لطف آقای رئوفم...

.

دعوت شدم به پابوسی امام رئوف(ع) فردا ان شالله عازمم...

/ 4 نظر / 21 بازدید
سحر

خوش به سعادتت. تو ام بیا هی دل ما رو آب کن![افسوس] میشه رفتی توی اون بهشت، سفارش مارم به آقای رئوفمون بکنی؟[ماچ]

نسیم

عزیزم .. خوش به سعادت دعا کن آقا مارم به طلبه بد جور هوای صحنو سراشو کردم

عسل بانو

التماس دعااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا

بنفشه

[گل]