این روزهای من...

اطاعت از همسر رو هنوز یاد نگرفتمافسوس به خودم قول دادم رو خودم کار کنم و یه روز یه روز تمرین کنم و قدم به قدم برم جلو. من قبل از ازدواج دختر مستقلی بودم و خیلی آزادی داشتم و مدام با دوستام میرفتم سفر و این برام عادت شده و اینکه بخوام یهو خودم رو توی یه قالب کوچکتر قرار بدم به نظرم سخت اومد.

ولی قبول دارم که توی این مورد خیلی ضعف دارم و خیلی همسر رو به دل خودم میکشونمخجالت

/ 12 نظر / 9 بازدید
نمایش نظرات قبلی
سحر

سلام عزیییزم.[ماچ] وای! شکاف 133 آخر خنده بود![خنده]از دست این آقایون کم توجه! ببین، یه چیزی برات بگم، به همسرم تلفنی میگم نرم کننده ی لباس، آبی شو بخر، فقط آبی، اگه آبی نداشت، نخر. اومده یه زرد گرفته، دو تا صورتی! در حال کمال زور زدن برای حفظ خونسردی، گفتم عزیزم آبی نداشت؟ میگه آبی میخواستی؟! من فکر کردم گفتی آبی نباشه!![تعجب][کلافه] بعدش، تراریوم چیه؟ من تا حالا نخوردم!! [نیشخند]

سحر

در ضمن عزیز دلم، افسردگی از نظر پزشکی، تعریفی داره. به هر کس که ناراحت و غمگینه که نمیگن افسرده. همه ی آدما یه وقتایی از یه چیزایی ناراحت میشن که اغلب هم به مرور خوب میشه. خب هر چی هم که موصوع دردناک تر باشه، مسلما التیامش بیشتر زمان میبره. اتفاقا شاید افسرده کیسه که بی دلیل غمگینه و از چیزی لذت نمیبره و چیزی خوشحالش نمیکنه، تازه غیر از اینا، علایم جسمی هم داره. اتفاقا طبیعی ترین واکنش به اتفاقات ناراحت کننده، ناراحتیه. و دوباره اتفاقا اگه کسی از موضوع ناراحت کننده ناراحت نشه، اونم مشکل داره.

سحر

حالا عزیزم، این همه حرف زدم که بگم بیخود رو دوست من عیب نذار! دهه![منتظر] اتفاقا شاید این تلقین خودش بدتر آدمو به اون سمت ببره. تو دوست عزیز من، آجی خوشگل من، خیلی هم روبراهی به لطف خدا، این خاطرات تلخ هم به خواست خدا، آزار دهندگی شون کم و کمتر میشه انشاا... . دوستت دارم آبجی کوچولوی صبور و مهربونم.[ماچ][ماچ][ماچ]

سحر

عزیزم، منم گاهی اینطوری شدم. اصلا من خانوما، ظاهرا، هممون، یه دوره های " اشک، دم مشک"! داریم، که اسم علمیش، به لاتین میشه اشکوس دم مشکوس! و به انگلیسی میشه "tear just near/above the mashk" ! این که اصولا چیزی نیست![لبخند]

آهو

اطاعت از همسر چه صیغه ایه تارا جان ؟ از شما دو تا تحصیل کرده بعیده . زن و شوهر باید همدل باشن و با مشورت و تفاهم پیش برن البته در مواردی که به تفاهم نمیرسن گاهی زن گاهی مرد کوتاه بیان که زندگی بچرخه . من با شناختی که ازت داشتم خیلی این حرفت برام عجیب بود . مگه خونه پادگان ارتشه ؟ اطاعت ؟ خونه کلبه عشق و همدلیه عزیزکم . مهربونی و صفا . خوشبخت باشی

طهورا- همنفس طلبه

[شیطان]هو الکریم باسلام . تارای عزیزم فیلم دره 1568 قشنگ بود ؟ خوش گذشت ؟[خنده]

تهمینه

شکاف 133؟؟[تعجب][خنده]از دست این آقایون. طفلی خب دغدغه هاش چیزای دیگه بوده زور نیست که.[خنده]تراریوم هم که سحر پرسید دیگه. من ترسیدم بپرسم بگن بیسواده. اخه سحر دکتره قضیه اش با من فرق می کنه اون سوال کنه اشکالی نداره.[نیشخند]ولی من باز باغ شیشه ای رو هم نگرفتم. گلخونه یعنی؟میشه یه کم توصیفش کنی تارا جون؟[قلب]

یک خانم

سلام تارای گل.خوبی؟خوش به حالت که روزه میگبری.منم دعا کن. عزیزم در قبال بعضی آزادی هایی که از دست دادیم,خیلی چیزها به دست آوردیم. البته من فکر میکنم ازدواج یعنی متعهد شدن نسبت به اموری که قبلا هیچ مسولیتی نسبت بهشون نداشتیم و وقتی متعهد میشیم,باید پای عهدمون بایستیم خیلی هم سخت نیست.. موفق باشی گلی..

گل بانو

سلام تارا خانم جان. میشه به من هم رمز مطالبت رو بدی؟ عادت کردم هر وبی میرم آرشیوش رو بخونم اطاعت از همسر خوبه اما خیلی سخته

elahe

ashegh karay 2 nafaram.ama hamey marda eyne haman