نقطه

با همسر داشتیم تمرین دفاع شخصی میکردیمابله اومدم یقه همسر رو به صورت ضربدری گرفتم همسر داشت توضیح میداد که باید چیکار کنم که یهو بنده جوگیر شدم زانومو آوردم بالا و محکم...خجالتخلاصه همسر یه بیست دقیقه ای افتاده بود و هر چی ما بالای سرش بال بال زدیم حتی نا نداشت حرف بزنه چشمک

خلاصه خواستم بگم ما این حرکت رو بلد شدیم حالا هر کدوم از خانمها مایله بیاد تا رایگان یادش بدمنیشخندچشمک

/ 3 نظر / 28 بازدید
همنفس یار

اول اینکه زیارتت قبول. خوش گذشت دیدن خانواده؟ ابعدشم. چه جالب نقطه[قهقهه] بایدبگم تا حالا ندیدم کسی نقطه بذاره اسم خانمش رو اینم یه جورشه. خوب نقطه ای دیگه.یعنی یه دونه ای[دروغگو]

همنفس یار

اول اینکه زیارتت قبول. خوش گذشت دیدن خانواده؟ ابعدشم. چه جالب نقطه[قهقهه] بایدبگم تا حالا ندیدم کسی نقطه بذاره اسم خانمش رو اینم یه جورشه. خوب نقطه ای دیگه.یعنی یه دونه ای[دروغگو]

ملودی

سلااااااااااااااااااااااام..خوبی؟ زیارت قبول...ما دوستان وبلاگی رو هم یاد کردی؟ نقطه ؟؟؟؟؟!!!!!![سوال]شاید وجه تسمیه اسمت اینه که دلشون برات تنگ میشه قد یه نقطه[نیشخند] درددل کردن خیلی کار خطرناکیه !!! یعنی خیلی ها ظرفیتش رو ندارن . اتفاقا چند شب پیش دلم از یه موضوعی گرفته بود بعدیاد این حرفای یه بنده خدایی افتادم که میگفت خدا اسم هیچکدوم از دشمنای پیامبر رو تو قران نیاورده بجز ابی لهب و زنش !! چون ابی لهب و زنش جاسوس بودن و خبرای پیامبر رو برای کفار میبردن. من خیلی وقتا درددل کردم بعد متوجه شدم طرف جاسوس بوده !! دیگه به سایه خودمون هم نمیتونیم اعتماد کنیم . موفق باشی