من عاشق توام...اقرار میکنم

عزیزترین اینقدر دلتنگتم که این سینه دیگه جا نداره...حتی به اندازه یه نفس عمیق...

ازت ممنونم که اومدی توی زندگیم و شدی مخاطب خاص تمام عاشقانه هایی که میبینم و میشنوم... هر آهنگ عاشقانه ای تورو یادم میاره...

امشب یاد روزی افتادم که ای کاش هیچوقت تو خاطرم ثبت نمیشد کاش همچین روزی وجود نداشت تا با یادآوری نگاهت آتیش بگیرم و بغض خفه ام کنه...

روزی که زیر فشار خانوادت کم اوردم و گفتم همه چی تموم شد یادمه اومدی در خوابگاه ولی حاضر نشدم ببینمت... و اگه سرپرستی نیومده بود دنبالم نمیومدم...نمیخواستم ببینمت شهامت این رو نداشتم که تو چشمات نگاه کنم و بگم برو...

یادته چه محکم حرف زدم؟گفتم اگه یه بار دیگه بیای دم خوابگاه به حراست خبر میدم!...نگاهت هیچوقت یادم نمیره... هیچوقت، هیچوقت ... تو باور نکن که من اونطور محکم بودم...

برگشتم تو...فقط تونستم تا وقتی که از جلو نگاه متعجب سرپرست رد میشم محکم بمونم...تو آسانسور بودم که زانو زدم...فقط یه دقیقه وقت داشتم خودمو خالی کنم و بعد عادی برگردم توی اتاقم....شالمو فروکردم توی دهنم و از ته دلم ضجه زدم...هنوز یادش آتیشم میزنه

 

اونطوری که اون روز نگاهم کردی و اون التماسی که تو نگاهت بود... اگه رفتم از سنگدلیم نبود کافی بود یه ثانیه دیگه وایسم...کجا طاقت داشتم ببینم چشماتو که از اشکی که نریخته بود برق میزد؟!!رو قلب من چه حسابی باز کردی که اونطور نگاه کردی؟

دقیقا وقتی که بهت جواب رد دادم برام مثل روز روشن شد هیچوقت و هیچ کجا کسی دیگه نمیتونه جای تورو توی قلبم بگیره...گفتن یه صیغه ناقابل نامزدیه تموم میشه!!بله تموم میشد ولی چه میکردم با دلی که با تو محرم شده بود؟!

لعنت به همه اون روزا...

.

اون قلبی که برای داشتنت روبروی یه دنیا وایستاد هنوز توی سینه منه...و عجیب اینه که خیلی بیشتر از اون روزا دوستت دارم! باورت میشه؟مگه یه قلب چقدر گنجایش داره که هر روز برات بزرگتر میشه؟!

برگرد عزیزترینم...رو قلب من چه حسابی کردی که از پیشم میری؟

/ 16 نظر / 13 بازدید
نمایش نظرات قبلی
طهورا- همنفس طلبه

هو اللطیف باسلام. الهی بمیرم عزیزم فکر کنم باید به خودت زمان بدی . تحملش سخته به خودت سخت نگیر

ملودی

هر دیدی یه بازدیدی داره . امروز اومدی خوشحال شدم . تنهایی تموم شد و انشالله همسر برگشتن. عزیزم این روزای سخت میگذره و یه روزی وقتی به گذشته فک میکنی احساس سبکی میکنی که همه ی این سختی ها رو با موفقیت تموم شد . آهنگ وبت خیلی قشنگه . میشه اسم ترانه و اسم خواننده شو بهم بگی

بنفشه

ووووی! چقدر ناراحت کننده بود! چرا جواب رد دادی و رنجوندی و الان میگی برگرد؟! هاااان؟!

بنفشه

آهان الان پست پایینو دیدم! فکر کردم داستان قهر و ایناس!

ملودی

ای وای ببخشید چقدر ای پی تو و یه دوست دیگه م شبیه هم بود !! فک کردم تو اومدی. بی معرفت یه نظری میزاشتی برای آشپزی هام یکم ذوق کنم[ناراحت] این جمله ها رو خیلی دوست دارم : آرامش نه عاشق بودن است نه گرفتن دستی که دوسش داری نه حرف های عاشقانه و قربان صدقه های چند ثانیه ای… . آرامش حضور خداست وقتی در اوج نبودن ها نابودت نمی کند… وقتی ناگفته هایت را بی آنکه بگویی می فهمد… وقتی نیاز نیست برای بودنش التماس ﮐﻨﯽ و غرورت را تا مرز نابودی پیش ببری وقتی مطمئن باشی با او هرگز تنها نخواهی بود…

ملودی

تارا جون توی وبلاگم برات گفتم ولی اینجا هم میگم شاید منظورت فلفل و دارچین باشه . حتما قبل استفاده الک کن تا پودرش بدست بیاد . و اینکه خوب همشون بزن . شاید یکم زمان بر باشه . ولی باید خمیری نرم و یکدست ِ کاملا بدست بیاد (عجب جمله بندی[نیشخند]) و اینکه شیر هم باید کاملا جوش باشه . البته من خودم موقع سرو به گفته ی خود دستور اصلا هم نزدم . ولی موقع خوردنش با قاشق هم زدم .[زبان]شاید منم اگه هم نمیزدم مواد ته فنجون میموند .[سوال] دوستم توی خارجه هست . از دستورش خیلی خوشش اومده بود و میگفت من مدتها بود دنبال دستور کاپوچینو بودم ولی توی اینترنت سرچ میکردم دستور درستی پیدا نمیشد . میگفت کاپوچینو رو با دستگاه درست میکنن!![سوال]ولی این دستوری که از من برداشته دقیقا مث همونا شده.[لبخند]

نسیم

الهی بگردم... تنها موندی... اشکال نداره ... خوبیه دوری به اینکه آدما میفهمن چقدر همو دوست دارن و نمیتونن بدون هم زندگی کنن امیدوارم وقتی برمیگرده دلت اروم آروم شه

ملودی

چه جالب[خنده] همسری منکه هم فنجون خودشو هم زد و هم فنجون منو !![نیشخند] اصلا ازم نپرسید[خنثی]

تهمینه

بابا تارا جون تو که ما رو کشتی با این نوشته هات. خیلی خلوصشون بالاست. واقعا زیبا نوشتی. مرسی