نیمه خوب و بد

همسر رفته خونشون...ناراحتاصلا انگار تمام این شهر به این بزرگی یه دفعه ساکت و خالی شده باشه !همیشه وقتی همسر میره همینطوره تازه یادم میاد اینجا غریبم و تنها!دلتنگی و دلتنگی...گریه

تو دلم کلی به با مادرشوهر دعوا کردم نیمه بد وجودم کاملا خودشو خالی کرد ولی در آخر سرکوب شد:

-اگه این مادرشوهر ر به ر زنگ نزنه و فشار نیاره همسر لازم نیست بره.

-خیلی پرروئی به خدا این همه پیش توئه حالا چهار روزم پیش مامانش باشه!

-بره که چی بشه؟همش یا دعواس یا اعصاب خوردی همیشه طلبکارن!

-طلبکار باشن به تو چه؟پسرشونه با امید و آرزو بزرگش کردن وظیفشه باید بره سر بزنه!شکلکــــ هـ ـاے آینـــ ـ ـــــاز

-چقدر که اونا به وظایفشون در قبال ما عمل کردن که حالا ما باید عمل کنیم!!شکلک های شباهنگShabahang

-دیگه باید چیکار میکرده؟اصلا چه توقعی ازشون داری؟همین که مادر همسر عزیزترین موجود زندگی تورو به وجود اورده کافی نیست؟بیشتر از این چی میخوای که بهت بده؟تصاویر جدید زیباسازی وبلاگ , سایت پیچک » بخش تصاویر زیباسازی » سری پنجم www.pichak.net کلیک کنید

-....ازشون خوشم نمیاد خو...هی یاد کاراشون میفتم اشکم در میاد...

-ای کینه ای بدبخت!!اینجوری میخوای خدا ببخشتت؟!مگه قرار نبود ازشون بگذری؟چی شد پس؟

- خب هنوز دلم ازشون پره!تازه دارم هر شب قبل از خواب به احساس مادری مادر همسر فکر میکنم تا بتونم ببخشمش ولی هنوز سخته!

-متاسفم برات!!!فردا ثواب تمام استغفاراتو هدیه میدی به مادرهمسر تا دیگه تو دلت هم از این غلطا نکنی!!!تصاویر جدید زیباسازی وبلاگ , سایت پیچک » بخش تصاویر زیباسازی » سری پنجم www.pichak.net کلیک کنید

.

.

دعوای نیمه بد و خوب فعلا سرکوب شده تا بعد...

.

پ ن 1: اومدیم خیر سرمون شام خوب بدیم به همسر میره خونشون حسرت به دل نباشه! جوجه ش بد نشد ولی آنچنان برنجش شور شده که حتی خودم هم نتونستم بخورمسبز موندم همسر چطوری خوردش!متفکر بیچاره...خجالت

پ ن2: کاشکی فردا شنبه بود

/ 14 نظر / 17 بازدید
نمایش نظرات قبلی
ملودی

ﮔﺎﻫﯽ ﺑﺎﯾﺪ ﻧﺒﺨﺸﯿـــﺪ ﮐﺴﯽ ﺭﺍ ﮐﻪ ﺑﺎﺭﻫﺎ ﺍﻭ ﺭﺍ ﺑﺨﺸﯿﺪﯼ ﻭ ﻧﻔﻬﻤـ ــﯿﺪ ، ﺗﺎ ﺍﯾﻦ ﺑﺎﺭ ﺩﺭ ﺁﺭﺯﻭﯼ ﺑﺨﺸﺶ ﺗﻮ ﺑﺎﺷﺪ ... ﮔﺎﻫﯽ ﻧﺒــــ ـــﺎﯾﺪ ﺻﺒﺮ ﮐﺮﺩ ... ﺑﺎﯾﺪ ﺭﻫﺎ ﮐﺮﺩ ﻭ ﺭﻓﺖ ﺗﺎ ﺑﺪﺍﻧﻨﺪ ﮐﻪ ﺍﮔﺮ ﻣﺎﻧﺪﯼ ﺭﻓﺘﻦ ﺭﺍ ﺑﻠﺪ ﺑﻮﺩﻩ ﺍﯼ ... ﮔﺎﻫﯽ ﺑﺮ ﺳﺮ ﮐﺎﺭﻫﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﺑﺮﺍﯼ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ ﺍﻧﺠﺎﻡ ﻣﯽ ﺩﻫﯽ ﺑﺎﯾﺪ ﻣﻨﺖ ﮔﺬﺍﺷﺖ ﺗﺎ ﺁﻧﺮﺍ ﮐﻢ ﺍﻫﻤﯿﺖ ﻧﺪﺍﻧﻨــــــﺪ ... ﮔﺎﻫﯽ ﺑﺎﯾﺪ ﺑــﺪ ﺑﻮﺩ ﺑﺮﺍﯼ ﮐﺴﯽ ﮐﻪ ﻓﺮﻕِ ﺧﻮﺏ و بد ﺑﻮﺩﻧﺖ ﺭﺍ "ﻧﻤﯽ فهمد " ... ﻭ ﮔﺎﻫﯽ .... ﺑﺎﯾﺪ ﺑﻪ ﺁﺩﻣﻬﺎ ﺍﺯ ﺩﺳﺖ ﺩﺍﺩﻥ ﺭﺍ ﻣﺘﺬﮐﺮ ﺷﺪ ﺁﺩﻣﻬﺎ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﻧﻤﯽ ﻣﺎﻧﻨﺪ .. ﯾﮑﺠﺎ ﺩﺭ ﺭﺍ ﺑﺎﺯ ﻣﯽ ﮐﻨﻨﺪ ﻭ ﺑﺮﺍﯼ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﻣﯽ ﺭﻭﻧﺪ ....

عسل بانو

چرا خودت تنها می مونی نباید از اول همچین کاری میکردی رفتارت عاقلانه نبوده زن که نباید شب تنها باشه وقتی خونوادتم پیشت نیستند بعد اون بره اونجا چیکار کنه اصلا منطقی نیست

عسل بانو

چرا خودت تنها می مونی نباید از اول همچین کاری میکردی رفتارت عاقلانه نبوده زن که نباید شب تنها باشه وقتی خونوادتم پیشت نیستند بعد اون بره اونجا چیکار کنه اصلا منطقی نیست

ملودی

راستش من همیشه میام توی صفحه ت و بعضی خاطراتت رو میخونم توی دلم تحسینت میکنم چون میدونم ادم اهل مبارزه ای هستی چون قبل ازدواج و اون مسائلی که پیش اومد مشخص بود در اینده زندگی ارومی نخاهی داشت ولی تو بازم این ازدواج رو انتخاب کردی چون شوهرت رو دوست داشتی.پس الانم به عشق همین دوست داشتنت باید خیلی مسائل رو بپذیری نمیگم صبر کن چون صبر با غصه خوردن همراهه ولی پذیرفتن مشکل با ارامش . حقیقت من جای تو بودم به هییییچ وجهی خانواده شوهر رو نمیبخشیدم . چون بخشش بعضی ادما باعث میشه اونا گستاختر بشن . برای رسیدن به ارامش بجای بخشیدن کسانی که هیچ اظهار پشیمونی از کارای بدشون ندارن ، این نوع زندگی رو بپذیر این تنهایی گاه و بیگاه رو بپذیر . تا اینده هر چی خدا بخاد . بقول مامانم همیشه میخاد دلداریم بده میگه چراغ هیچکی تا صبح نسوخته . یعنی همیشه اوضاع به اینصورت نمیمونه و اونایی ظلم میکنن یه روزی تقاص کاراشونو پس میدن و تو به ارامش میرسی . دیر و زود داره ولی سوخت و سوز نداره .بالاخره امیدوارم توی زندگیت یه گشایشی باشه.

ملودی

یه فضولی !! چرا میگی اگه نوه باشه . بالاخره نمیخای بچه دار بشی ؟ یعنی شوهرت هم موافقه؟ البته الان نمیخام برم رو منبر که بچه خوبه بچه فلان ... فقط حس کنجکاویم هست . اگه نمیخای جواب نده . ولی خیلی سخته که اونا نوه تک پسرشونو نبینن!!

ملودی

[خنده]خب حتما اونا میدونن ؛ یعنی خیلی واضخ هم هست ؛ که شما بچه دار بشید حسرت دیدن نوه شون رو دلشون میمونه ! راستش یه دوستی دارم ؛ البته خودش میگفت ؛ که خاله شوهرم میخاسته دختر اونو برای شوهرش بگیرن . بعد کلی دعا و جادو !! که دوست من بچه دار نشه و کلی باشوهرش دعوا که شوهره خسته بشه طلاقش بده . بعد که دوستم بچه دار شد توی یه مهمونی دوستم وارد میشه و خاله هه برای اولین بار اینو با بچه میبینه غش میکنه[خنده] ازون موقع دندون طمع از شوهر این بنده خدا کندن !! [خنده]

ملودی

.ثبت شد و خوندم . ممنونم . [گل]

امیر آرانی

با سلام خدمت شما وبلاگ نویس محترم انصافا وبلاگ زیبایی دارین.این رو جدی میگم... امیدوارم موفق باشین.

سحر

عزیزم، به ما گفتن ببخشین، تا خدا هم شما رو ببخشه. من توی اینطور مواقع با خودم میگم: من هر چی فکر میکنم، میبینم به بخشش خداوند خیییلی بیشتر نیاز دارم تا نبخشیدن اونا! بعد به خداجون میگم ببین، من اونا رو به طمع بخشش تو میبخشم، پس تو هم منو ببخش لطفا. به همین سادگی، به همین خوشمزگی! البته باید اعتراف کنم خدا رو شکر کسی تا حالا این کارا رو با من نکرده و کار تو خیلی سخت تره، ولی عوضش اجرشم بیشتره. امیدوارم بتونی هر چه زودتر از این افکار و احساسات آزار دهنده خلاص بشی عزیزم. برات آرامش آرزو دارم عزیزم.

نسیم

خو بچه از این غذاها و کپسولا به خوردش دادی که پا میشه میره[چشمک] شوخی کردما.... نزنیم خیلی تحسینت میکنم واسه اینکه همش سعی داری ببخشیشون و اجازه میدی همسرت بره اونا رو ببینه آفرین