همیشه بهار سبز
شوخی نگر که مرغ دل بیقرار من سودای دام عاشقی از سر بدر نکرد 
نويسندگان

عزیزترین اینقدر دلتنگتم که این سینه دیگه جا نداره...حتی به اندازه یه نفس عمیق...

ازت ممنونم که اومدی توی زندگیم و شدی مخاطب خاص تمام عاشقانه هایی که میبینم و میشنوم... هر آهنگ عاشقانه ای تورو یادم میاره...

امشب یاد روزی افتادم که ای کاش هیچوقت تو خاطرم ثبت نمیشد کاش همچین روزی وجود نداشت تا با یادآوری نگاهت آتیش بگیرم و بغض خفه ام کنه...

روزی که زیر فشار خانوادت کم اوردم و گفتم همه چی تموم شد یادمه اومدی در خوابگاه ولی حاضر نشدم ببینمت... و اگه سرپرستی نیومده بود دنبالم نمیومدم...نمیخواستم ببینمت شهامت این رو نداشتم که تو چشمات نگاه کنم و بگم برو...

یادته چه محکم حرف زدم؟گفتم اگه یه بار دیگه بیای دم خوابگاه به حراست خبر میدم!...نگاهت هیچوقت یادم نمیره... هیچوقت، هیچوقت ... تو باور نکن که من اونطور محکم بودم...

برگشتم تو...فقط تونستم تا وقتی که از جلو نگاه متعجب سرپرست رد میشم محکم بمونم...تو آسانسور بودم که زانو زدم...فقط یه دقیقه وقت داشتم خودمو خالی کنم و بعد عادی برگردم توی اتاقم....شالمو فروکردم توی دهنم و از ته دلم ضجه زدم...هنوز یادش آتیشم میزنه

 

اونطوری که اون روز نگاهم کردی و اون التماسی که تو نگاهت بود... اگه رفتم از سنگدلیم نبود کافی بود یه ثانیه دیگه وایسم...کجا طاقت داشتم ببینم چشماتو که از اشکی که نریخته بود برق میزد؟!!رو قلب من چه حسابی باز کردی که اونطور نگاه کردی؟

دقیقا وقتی که بهت جواب رد دادم برام مثل روز روشن شد هیچوقت و هیچ کجا کسی دیگه نمیتونه جای تورو توی قلبم بگیره...گفتن یه صیغه ناقابل نامزدیه تموم میشه!!بله تموم میشد ولی چه میکردم با دلی که با تو محرم شده بود؟!

لعنت به همه اون روزا...

.

اون قلبی که برای داشتنت روبروی یه دنیا وایستاد هنوز توی سینه منه...و عجیب اینه که خیلی بیشتر از اون روزا دوستت دارم! باورت میشه؟مگه یه قلب چقدر گنجایش داره که هر روز برات بزرگتر میشه؟!

برگرد عزیزترینم...رو قلب من چه حسابی کردی که از پیشم میری؟

[ ٢٧ شهریور ۱۳٩۳ ] [ ۱٠:۳٦ ‎ب.ظ ] [ تارا ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

و عشق، تنها عشق تورا به گرمی یک سیب میکند مانوس... آخر هر ماه مطالب رمزدار می شود
صفحات اختصاصی
امکانات وب


دريافت کد :: آهنگباز