همیشه بهار سبز
شوخی نگر که مرغ دل بیقرار من سودای دام عاشقی از سر بدر نکرد 
نويسندگان

تو فکر بودم چی ناهار درست کنم اول میخواستم خورشت کرفس درست کنم که همسر جان فرمودن ما دوس نداریم!!!منتظر. بعد در یه عملیات انتحاری تصمیم گرفتم قرمه سبزی درست کنم!Smiley. لوبیا آماده تو فریزر داشتم گذاشتم کنار تا یخش وا شه، شروع کردم به سرخ کردن سبزی به جان خودم خیلی دقت کردم قشنگ سبزیش سرخ شه نمیدونم چرا اینطوری شد اصلا بوی سبزی که مامانم درست میکنه نمیداد هر چی هم منتظر موندم شبیه مال مامانم نشد!!شکلک های شباهنگShabahang. دیگه ازش ناامید شدم سفره کشیدم غذارو اوردم پای سفره همسر هم رفت دست و روشو بشوره، داشتم وسیله هارو می اوردم که چشمم افتاد به کنار گاز دیدم ای وای من یادم رفته لوبیارو اضافه کنمSmiley. هی میدیدم یه چیزیش کمه نمیدونستم چیه!! خلاصه در سه جهش خودم رو به سفره رسوندم و لوبیاهارو همون موقع ریختم تو قابلمه و هم زدم طبیعی شه تا قبل از اینکه همسر بیاد کشیدم همسر اومد نشست گفت این چیه خانم؟گفتم وا !!!!مگه نمیبینی قرمه سبزیه دیگه!!همسر هم یه قاشق خورد و گفت خوشمزه شده!!

تو ذهنم با خودم دعوا میکردم :

-تا کی میخوای به این شوهر بیچارت اینجوری غذا بدی!!منتظر

- خب خودش گفت تا یکی دو سال طبیعیه غذات خراب شه بعد کم کمک یاد میگیری!خجالت

-خب الان که یک سال و نیم گذشته که!!!قهر

-واقعا!!!؟چه زود! نه الان که فکر میکنم گفت دو سه سال اول طبیعیه!!هنوز وقت دارماز خود راضینیشخند

 

[ ٢۳ شهریور ۱۳٩۳ ] [ ۱٢:٢۳ ‎ب.ظ ] [ تارا ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

و عشق، تنها عشق تورا به گرمی یک سیب میکند مانوس... آخر هر ماه مطالب رمزدار می شود
صفحات اختصاصی
امکانات وب


دريافت کد :: آهنگباز