همیشه بهار سبز
شوخی نگر که مرغ دل بیقرار من سودای دام عاشقی از سر بدر نکرد 
نويسندگان

با یکی از خانومای مجتمع منتظر اومدن سرویس بودیم. شروع کرد از گرونی صحبت کردن گفت تازه از آرایشگاه برگشته و اینقدر برای اصلاح داره و اونقدر برای رنگ مو و...خلاصه تهش یه قیمت نجومی بهم داد و در آخر اضافه کرد که با این وجود راضیه چون خیلی خوشگل شده با دقت بیشتری نگاهش کردم یعنی زل زدم بهش!!! هر چی نگاه میکردم هیچ تغییری که نشان دهنده اون همه خرج یا حداقل نصف اون خرج باشه ندیدم!

ور منفی ذهنم گفت من که هیچ تغییری نمیبینم حیف اون همه پول!!

ور مثبت گفت خب حالا اون دلش خوشه اصلا به تو چه که چقدر پول داده مگه نمیگفتی بدبخت ترین آدم اونه که حتی با زبونش هم نمیتونه محبت کنه خب ذوق داره تو هم بهش انرژی مثبت بده 

این شد که گفتم  آره خیلی خوب شدین البته خوشگل بودین خوشگلتر شدین و از این حرفا اونم بلافاصله نه گذاشت نه برداشت گفت حالا بگو ماشالله یه وقت چشمم نکنی!!!

قیافه ور منفی ذهنمابرو

قیافه ور مثبت ذهنمخنثی

قیافه منتعجب

 یه کم جا خوردم ولی بعدش به شدت خنده م گرفت یعنی نمیدونستم چیکار کنم که خانومه متوجه خنده من نشه ناراحت بشه رفتیم تو سرویس تمام مدت سرم تو پنجره گذاشتم و خندیدم 

گفتم خدایا از این اعتماد به سقفا به ما هم ارزانی دار ور مثبت ذهنم اومد چیزی بگه سریع بهش توپیدم ساکت! تو تا یه هفته دیگه حق نظر دادن نداریا!خنده


پی نوشت: جدیدا مد شده که آقایون فروشندگی لباس زیر خانومارو انجام بدن؟ یا نه من تازه به دوران رسیده شدم برام عجیبه!!!؟

 

[ ٢٧ فروردین ۱۳٩۳ ] [ ۱٠:٠٧ ‎ق.ظ ] [ تارا ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

و عشق، تنها عشق تورا به گرمی یک سیب میکند مانوس... آخر هر ماه مطالب رمزدار می شود
صفحات اختصاصی
امکانات وب


دريافت کد :: آهنگباز