همیشه بهار سبز
شوخی نگر که مرغ دل بیقرار من سودای دام عاشقی از سر بدر نکرد 
نويسندگان

سلام دوستای گلملبخند

میرم روی ترازو...

52کیلو شدم

4کیلو کم کردم.بدون هیچ ورزشی... بدون هیچ رژیمی...خنثی

مواد لازم جهت کاهش وزن بدون کوچکترین حرکت:

یک عدد مادر شوهر(از مدل مادر شوهر من!)

یک عدد پدر شوهر(از نوع پدر شوهر من!)

سه عدد خواهر شوهر(بازم از نوع خواهر شوهر من!)شیطان

مقداری فکر و خیالهیپنوتیزم

کابوس های شبانه از خاندان شوهر به میزان لازمنگران

دلیل زنده ماندن:

یک عدد همسر مهربان و فهیم و دوست داشتنی(الهی قربونش برم)قلب

.

.

همسر دو روزه رفته خونشون...هنوز دو هفته از سفر قبلیش نمیگذره ولی باید زود به زود بره تا فکر نکنن من جلوشو گرفتم!!من نگران این راه طولانی رفت و آمدش هستم. تا بره و برگرده خدا رو هم خسته میکنم!ناراحت

این همه مدت گذشته ولی همچنان خانواده همسر میگن باید بیاد مهرشو ببخشه. هنوز من هدف فحش ها و توهین هاشون هستم. هنوز هر کار که همسر کنه یا هر حرفی بزنه از نظر اونا من بهش گفتم بگه.همسر گفته نمیزارم مهرشو ببخشه و اونا هم فکر کردن من دارم روش فشار میارم!! دلیلشم اینه که تو خونه اونا مادر شوهر حرف اول و آخر رو میزنه و کلا پدر شوهر یه آدمک پوشالیه که هر چی زنش بگه بی کم و کاست اجرا میکنه....همسر رو تو خونه تحویل نمیگیرن  و حتی به بچه 7ساله خواهر شوهر حالی کردن حق نداری طرف دائی بری!!و وقتی همسر دلیلشو میپرسه بچه میگه تو به حرف مادرت گوش نمیدی منم به حرف تو گوش نمیدم!!

بدترین چیز اینه که از هیچکدوم از کاراشون پشیمون نیستن و بدتر از بدترین اینه که میگن ما که کاری نکردیم؟!!!نگران

.

.

اون زمان ها قبل از ازدواج ما که بحث زن گرفتن برای همسر مطرح بوده مادر شوهر یه دختر روستایی بیسواد رو به همسر معرفی میکنه و ملاکش هم این بوده که هیچی حالیش نیست و اگه تو سرش هم بزنیم صداش در نمیاد!!!خنثی

.

.

طبق گفته خانواده همسر علت جدایی خواهر همسر از همسر اولش دخالت خواهرای اون مرد تو زندگیشون و گوش دادن آقاهه به حرف مادر و خواهراش بوده...(من که باور نمیکنم چون خواهر شوهر رو دیدم و فوق العاده بد دهنه یعنی یه چیزی میگم یه چیزی میشنوین!!)بعد همسر میگه مادر من مگه نمیگفتی اگه شوهر اول خواهر به حرف مادر و خواهرش گوش نمیداد زندگیشون بهم نمیخورد مگه نمیگفتی مرد نبوده که به حرف اونا گوش میداده پس چرا خودتون دارین با زندگی من اینکارو میکنید؟! منطق مادر شوهر ادامه هر حرفی رو بی اثر میکنه:

ما فرق میکنیم باید به حرف ما گوش بدی!خنثی

[ ٢٩ آذر ۱۳٩٢ ] [ ۱٠:٠٧ ‎ق.ظ ] [ تارا ]

سلام دوستای گلملبخند

این همسر جان ما خوابش یه کم سنگینه البته یه کم که نه!!!منتظر

اون قدیم قدیما که نامزد بودیم!! به من گفته بود یه کوچولو خوابش سنگینهتعجب منم باهاش قرار گذاشتم که واسه نماز صبح بهش زنگ بزنم تا بیدار شه خلاصه کار من این بود که هر صبح به همسر زنگ میزدم اینقدر ادامه میدادم تا زمانی که گوشی رو برمیداشت و میگفت الو!!منم قطع میکردم و خیالم راحت میشد که بیدارش کردم!!!خیال باطل

الان باید به حماقت اون روزا فکر کنم!!!یه کم سنگین عبارت مناسبی برای خوابیدن همسر نیست!!متفکردر واقع اگه بالای سر همسر جان گیتار برقی بزنی یه تکون مختصر هم به خودش نمیده و قسمت جالبش اینه که همسر جان توانایی این رو داره که تو خواب حرف هم بزنه یعنی وقتی صداش میزنی با لحن اطمینان بخشی میگه بیداره!!ولی فردا صبح کلا منکر قضیه میشه و حتی ادعا میکنه اصلا منو صدا نزدی!عصبانی

همسر جونم توانایی این رو داره که وقتی صداش میزنی یه سخنرانی کامل درباره سیر تکامل سیاسی در جامعه ایران و مقایسه آن با دیگر جوامع سنتی و مذهبی با تکیه بر نقش روحانیون!!!بکنه ولی نباید گول بخوری چون خوابه خوابه!!!خندهالان دارم به حماقت اون روزام فکر میکنم که با یه الو گفتن فکر میکردم بیدار شده!!! من باید حواسم باشه و بیدار بشم تا همسر جان از کار و زندگی نیفته و این توی ناخودآگاه من رفته و خوابمو سبک کرده.

این خواب سبک منو یاد مادرم میندازه توی خونه مادرم مسئول این کار بود.

-مادر یادت باشه منو ساعت 7 بیدار کنی...

-مادر منو 6و نیم بیدار کن...

-مادر من میخوابم یه ربع دیگه بیدارم کن!

گاهی طفلکی مادرم قاطی میکرد و اشتباهی منو ساعت 6 بیدار میکرد خواهرمو ساعت7 و ما هم غر میزدیم که من که گفتم فلان ساعت بیدارم کن!!!

ما بزرگ شدیم دیگه برای بیدار شدن موبایلمون رو کوک میکردیم ولی به مادر بیشتر از موبایل اعتماد داشتیم!

-مادر من موبایلمو کوک کردم ولی شما هم حواست باشه بیدار نشدم صدام کنی...

و همیشه این مادرم بود که صدامون میکرد: بلند شو موبایلت داره زنگ میخوره!!

همه اینا در طول سال ها و سال ها خواب مادرم رو سبک کرد هنوزم که هنوزه گاهی هراسون از خواب بلند میشه و نگاهش به ساعته انگار نگرانه مدرسه ما دیر بشه یا به کارمون نرسیم!...

دلم میخواد برگردم به گذشته... اون ساعت قدیمی رو که صدای زنگ مدرسه داشت از بالای سر مادرم بردارم و بهش بگم راحت بخواب من بیدارم...

شرمندتم مادر جون که فقط برات زحمت بودم 

[ ٢٦ آذر ۱۳٩٢ ] [ ۱٠:٠٥ ‎ق.ظ ] [ تارا ]

سلام دوستای گلملبخند

امروز میخوام برنامه قرآنی که برای خودم تنظیم کردم رو اینجا بزارم شما هم می تونید بسته به شرایطتون برای خودتون برنامه بزارید.

توی روایات ما خیلی تاکید شده که قرآن بخونیم و گفته شده خانه ای که درش قرآن خونده شه برای اهل آسمان مثل نور میدرخشه.

به سه شکل میتونیم قران بخونیم:

1-قرائت ترتیبی: یعنی از اول قرآن شروع به خواندن کنیم تا پایان اون که بشه یه ختم کامل.

2-قرائت سوره ای:یعنی سوره هایی رو که بر خوندنشون توی زمان های مختلف تاکید شده بخونیم مثلا خوندن سوره واقعه هر شب یا سوره  اسرا و ص توی شب جمعه.

3-قرائت آیه ای: 27 آیه توی قرآن هست که تاکید شده زیاد بخونیم مثل آیه الکرسی، آیه 285 و 286سوره بقره، آیه 18 و 19 آل عمران(در تعقیب نماز صبح یا پیش از خواب)، آیه 26 و 27 آل عمران و...

 من این چندتا رو برای مثال گفتم اگه کس دوست داشت بیشتر بدونه تو قسمت نظرات عنوان کنه تا بقیشو هم بنویسم.

خوب حالا برنامه ای که من برای خودم ریختملبخند:


ادامه مطلب
[ ٢٢ آذر ۱۳٩٢ ] [ ۱٠:٤٢ ‎ق.ظ ] [ تارا ]

سلام دوستای گلملبخند

گفتم که دارم یه برنامه ریزی میکنم تا روزمو هدر ندم و به همه کارامم برسم برنامه ریزیم چند قسمت مختلفه یه قسمت برای کارای خونه یه قسمت کارای خودم یه قسمت هم امور معنوی...

یه طرح خام و کلی از همش آماده کردم که باید با هم جمع بسته بشن. یه قسمت از امور معنوی مربوط به امام زمانمون میشه من در مقابل امام حاضرم وظایفی دارم که باید انجام بدم وتا خودم نسبت به امام زمانم بی توجه باشم نمیتونم برم برای امام حسین(ع) گریه کنم و کلی هم تو دلم به کوفه و کوفی لعنت بفرستم که با امام زمانشون چه کردن!!.حالا اونا رودررو شمشیر زدن منم دارم با بی توجهی و انجام گناه مقابل اون بزرگوار شمشیر میزنم. فرقمون چیه؟!!

برای همین یه سری کارارو لیست کردم که تو برنامه روزانم قرار بدم.شما دوستای عزیز هم میتونید همه این کارا یا فقط یکیشو بسته به شرایطتون انجام بدین. ان شالله زندگیتون تحت توجهات امام عصر(عج)برکت بگیره و هر هفته که پرونده اعمالتون میره پیش حضرت، آقا ازتون راضی باشه. ان شالله...


ادامه مطلب
[ ۱۸ آذر ۱۳٩٢ ] [ ٩:٤۳ ‎ق.ظ ] [ تارا ]
[ ۱٦ آذر ۱۳٩٢ ] [ ۸:٤٥ ‎ق.ظ ] [ تارا ]
[ ۱٢ آذر ۱۳٩٢ ] [ ۱٢:٢٥ ‎ب.ظ ] [ تارا ]
[ ٩ آذر ۱۳٩٢ ] [ ٩:٤٧ ‎ق.ظ ] [ تارا ]
[ ٥ آذر ۱۳٩٢ ] [ ۱:٥۱ ‎ب.ظ ] [ تارا ]

سلام دوستان به دلیل بی احتیاطی یه دوست عزیز و تایید کامنت رمزم مجبور به عوض کردن رمز شدم برای اونایی که یادم هست میفرستم اگه کسی جا مونده اینجا بگه تا براش بفرستم فقط لطفا این بار دقت کنید. آدرس وبلاگ و ایمیل فراموش نشه.ممنون دوستان

[ ٤ آذر ۱۳٩٢ ] [ ۱:٥٩ ‎ب.ظ ] [ تارا ]
[ ٢ آذر ۱۳٩٢ ] [ ۸:۱٩ ‎ق.ظ ] [ تارا ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

و عشق، تنها عشق تورا به گرمی یک سیب میکند مانوس... آخر هر ماه مطالب رمزدار می شود
صفحات اختصاصی
امکانات وب


دريافت کد :: آهنگباز